اول شير آب را ببنديد بعد اين نوشته را تا آخربخوانيد و خوب روي آن فكر كنيد. سال 90 كه هنوز سختمان است به آن پارسال بگوييم، براي بعضي استان‌هاي كشور سال پر بارشي بود حتي ما تهراني‌ها هم باران‌هاي ممتد شبانه روزي در آبان ماه را يادمان هست.

اين بارش‌ها تا اواخر اسفند هم ادامه پيدا كرد تا آنجا كه كفر آنهايي را كه با وسواس تمام خانه تكاني كرده بودند و شيشه‌ها را برق انداخته بودند، درآورد.


سال جديد هم تا اينجاي كار روي خشكش را به ما نشان نداده و هراز گاهي قطرات باران زمين شهرمان را نمدار مي‌كند شايد براي همين است كه بعضي‌ها فكر مي‌كنند مشكلات آبي‌مان حل شده و با آب دست و دل بازانه رفتار مي‌كنند، اما واقعا اينطور نيست.

ديروز رييس مركز ملي خشكسالي آمارهايي را بيان كرد كه با يك حساب سرانگشتي مي‌توان نتيجه گرفت كه كل ايران حتي تهراني‌ها تا چه حد در مضيقه آب‌اند.


به گفته او در سال زراعي جاري يعني از اول مهر 90 تا 15فروردين 91 به صورت ميانگين در كل كشور 161.2 ميلي متر بارش اتفاق افتاده يعني عددي كه نسبت به رقم مدت مشابه در سال قبل از خود (141ميلي‌متر) 19.8 ميلي‌متر كاهش دارد.


او اين را هم اضافه كرده كه اگر در يك سال زراعي در كشورآب حاصل از بارش 189.7 ميلي‌متر باشد تازه در شرايط معمولي قرار مي‌گيريم چه رسد به امسال كه اين رقم بيش از 161.2 ميلي‌متر نيست.


پس طبق اين آمارها گر چه تا نيمه فروردين امسال بارش‌ها 85 درصد ميزان معمول را پوشش داده اما هنوز 15 درصد كسري بارش و در نهايت كسري آب داريم.


اما نكته مهم در مورد استان تهران است كه طبق آمارهاي اعلام شده در سال زراعي جاري 42 درصد بيشتر از شرايط نرمالش بارش داشته است.


اين آمار براي ما تهراني‌ها باعث دلگرمي است، شايد بعضي‌ها را هم براي هدر دادن آب جسور كند اما دانستن همه حقايق در مورد ذخاير آبي بي شك اين تفكر اشتباه را برطرف مي‌كند.


استان تهران اقليم خشك و نيمه خشكي دارد، سال‌هاي زيادي هم هست كه با خشكسالي دست و پنجه نرم مي‌كند حتي در سال زراعي گذشته نيز 12 درصد كمبود بارش داشته است، پس چطور مي‌توان فكر كرد كه مشكل كم آبي اين تكه از كشور رفع شده است؟


آمارهاي رسمي وزارت نيرو نشان مي‌دهد كه هر سال به صورت ميانگين از مجموع 400 ميليارد متر مكعب بارشي كه در كشور اتفاق مي‌افتد 270 ميليارد متر مكعب آن تبخير مي‌شود و از دست مي‌رود.


پس در خوش‌بينانه‌ترين حالت در طول يكسال همه مردم ايران بايد تمام امورات خانگي و صنعتي و كشاورزي‌شان را با 130 ميليارد متر مكعب آب اداره كنند.


پس اين تبخير، تك تك قطرات آبي كه از آسمان به زمين مي‌رسد و ما با ديدنشان به وجد مي‌آييم را تهديد مي‌كند، حتي وقتي اين قطرات راهي جويبارها و رودخانه‌ها و در نهايت پشت مخازن سدها مي‌شوند، باز هم هر لحظه با تبخير تهديد مي‌شوند.


البته به جز تبخير ما مشكلات ديگري هم داريم، مثلا همان آبي كه برايمان مي‌ماند را نمي‌توانيم از آلودگي‌ها حفظ كنيم يا اين‌كه شيوه‌هاي مهار آبمان به حدي ضعيف است كه اين سرمايه سلانه سلانه از بخش‌هاي مختلف سرزمينمان عبور مي‌كند و به سرزمين‌هاي همسايه مي‌ريزد ولي هر چه هست بايد فكر بر طرف شدن مشكل كم آبي را از سرمان بيرون كنيم و بدانيم كه در ماه‌هاي قبل هر چقدر هم كه باران باريده باشد باز هم براي جبران كم آبي‌ها كم است.


حالا بياييد به مردمي فكر كنيم كه در خشك ترين استان‌هاي كشور در نواحي بسيار فقير ايلام و كرمان و خوزستان و سيستان و بلوچستان براي به دست آوردن چند بشكه آب هنوز منتظر ابرهاي باران زا مي‌مانند و آب را در سفره ‌هاي پلاستيكي جمع مي‌كنند و درون كوزه‌هاي سفالي شان مثل يك گنج نگه مي‌دارند.


مريم خباز – گروه جامعه

فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب