هر چند دعاي رايج ايراني‌ها «پير شوي» است اما اغلب ما پير شدن را دوست نداريم.

طبيعي است كه كسي از پايان دوران جواني خوشحال نباشد اما دوران سالمندي به اندازه‌اي كه در باور ما بد به نظر مي‌رسد، بد نيست.


در تعريفي درست از سالمندي به اين جمله مي‌رسيم كه اين دوره از زندگي، دوره استراحت، لذت بردن از زندگي و تجربه آرامشي است كه در سال‌هاي جواني در پي‌آن دويده‌ايم.


گذشته از باور غلط يكي از دلايلي كه سبب مي‌شود، دوران سالمندي در ذهن ما تداعي‌كننده كسالت و اندوه باشد، نبود حمايت‌ها و برنامه‌ريزي‌هاي شفاف دولتي از سالمندان است.


حالا كه در هفته سلامت (24ـ 18 فروردين) با شعار جهاني سالمندي و سلامت به سر مي‌بريم، بهتر است به شكل روشني به مرور وظايف حاكميت در اين خصوص بپردازيم، خصوصا كه در آمارهاي اعلام شده در اين هفته، آمده است 30 درصد از سالمندان هيچ مستمري‌اي نمي‌گيرند.


اين‌كه فكر كنيم 30 درصد از سالمندان كشورمان در اندازه‌اي از رفاه بسر مي‌برند كه نيازي به دريافت حقوق بازنشستگي ، مستمري و هر نوع دريافتي از اين قبيل ندارند، اشتباه است.


هرچند در قوانين كار و امور اجتماعي كشور دريافت درآمدي ماهانه در سنين سالمندي نيازمند كارمند يا كارگر بودن در سنين كار يا مستمري‌هايي از نوع پرداخت‌هاي نهادهايي نظير بهزيستي يا كميته امداد است؛ اما مسلما سالمنداني وجود دارند كه خارج از اين تقسيم‌بندي‌ها بوده و نيازمند دريافت كمك‌هاي دولتي هستند.


نيازهاي مشترك سالمندان احتياجات عاطفي، معيشتي، احتياج به تفريح، نياز به شركت در زندگي اجتماعي و امنيت تعريف مي‌شود كه برآورده شدن اغلب اين نيازها ارتباط مستقيمي به توانايي مالي آنها دارد.


يكي از اصلي‌ترين راه‌هاي رسيدن به امنيت رواني در دوران سالمندي نداشتن دغدغه معيشت است تا احتياجات سالمندي شامل داشتن تفريح يا حضور در مناسبات اجتماعي به دست آيد.


با اين تفاسير، سياستگذاران كشور بايد در برنامه‌ريزي‌هاي كلان كشور مانند برنامه‌هاي توسعه و حتي بودجه‌بندي سالانه براي نهادهاي مربوط از وزارت بهداشت و بيمه‌هاي اجتماعي گرفته تا شهرداري‌ها و انجمن‌هاي اجتماعي، وظايفي را براي تامين رفاه و نيازهاي اجتماعي و رواني سالمندان تعريف كنند.


تجربه آرامش و زندگي آرام، حقي مسلم براي همه سالمندان كشور است كه تا 40 سال آينده 24 درصد از جمعيت كشور را شامل خواهند شد.


مستوره برادران نصيري – گروه جامعه