دايناسورها براي ما معمولا از طريق كتاب‌هاي ترجمه ‌شده يا فيلم‌هاي خارجي معرفي مي‌شود.

عرفان خسروي از ديرينه‌شناساني است كه راهش را از شيوه معمول آموزش دانشگاهي جدا كرده و به صورت تخصصي درباره دايناسورها تحقيق مي‌كند، حتي در مناطق مختلف به دنبال كشف سنگواره‌ها مي‌رود.


او علاوه بر اين‌كه در حوزه تدريس و روزنامه‌نگاري علمي‌ و… هم فعاليت داشته، فرهنگ نامه دايناسورها را تاليف و منتشر كرده است.


اين شناخت​نامه كه درباره دايناسورهاي ايران و جهان است، از معدود آثار تاليفي ايراني است كه حتي تصاويرش نيز كپي برداري از كتاب‌هاي خارجي نيست.


به همين جهت دغدغه‌هاي خسروي را درباره ديرينه‌‌شناسي و جايگاه اين كتاب‌ها در كشورمان جويا شدم.


بازار ترجمه كتاب‌هاي ديرينه‌شناسي اين روزها تقريبا داغ است. اگر بخواهيم در اين زمينه كتاب تاليف كنيم، به چه توانايي‌هايي نياز داريم؟


كسي كه بخواهد چنين كتاب‌هايي تاليف كند، بايد متخصص باشد و متخصص هم بايد توانايي انتقال مطلب به زبان ساده را داشته باشد. در اين كار، تخصص شرط كافي نيست، ولي شرط لازم است. اين توانايي در سايه 2 امر به دست مي‌آيد: نخست تجربه تدريس و ديگر روزنامه‌نگاري در حوزه علم. لازمه هر دو شرط نيز اين است كه فرد توانايي كافي براي بيان سهل مطالب پيچيده به مخاطب عام را داشته باشد. مسلما مدرس و روزنامه‌نگاري هم كه اين توانايي را نداشته باشد، موفق نخواهد بود.


فعاليت در اين رشته تا چه اندازه در كشور ما رايج است؟


اين رشته‌هاي خاص علوم پايه در جامعه ما فراموش شده است. همه خانواده‌ها علاقه‌مندند فرزندانشان مهندس و دكتر بشوند. از زمان قاجار تاكنون اين فكر در جامعه رواج پيدا كرده است. چنين طرز فكري نه به نفع كشور ماست و نه به نفع مردم ما و نه به نفع دانشجويان. عرصه بايد براي افراد علاقه‌مند به تحصيل در رشته‌هاي علوم پايه بيش از اينها فراهم شود. بايد زمينه و موقعيت براي تحصيلكردگان علوم پايه فراهم شود تا بعد از تحصيل در جامعه بيكار نباشند. ما پژوهشكده‌هاي تخصصي كم داريم. اگرچه در بعضي جاها اين اتفاق صورت گرفته است، ولي هنوز جاي پيشرفت دارد. اين فقط بخشي از مسير است كه ما بايد طي كنيم. ما بايد به بچه‌هايمان آموزش دهيم كه به زمين‌شناس و زيست‌شناس و فيزيكدان و… هم نياز داريم و بايد آموزش دهيم كه اگر شما زيست‌شناس شويد، خوشبخت‌تر مي‌شويد. تمام اينها به عهده مروجين علم است؛ ژورناليست‌ها، مدرسان، معلمان، استادان دانشگاه و…


براي تاليف اين كتاب، تا چه اندازه به منابع ايراني مراجعه كرديد؟ آيا ما منبع ايراني هم در اين زمينه داريم؟


من از هيچ منبع ايراني استفاده نكردم؛ به عبارت ديگر، منبع در اين زمينه ايراني نداريم. من قبلا خودم يك كتاب دانشگاهي براي دوره فوق‌ليسانس دانشگاه پيام نور تاليف كرده بودم كه پيش زمينه دايره‌المعارف كنوني‌ام بود. كتابي كه اكنون نوشته‌ام، هم مي‌تواند در دوره دبيرستان تدريس شود، هم مي‌تواند براي گروهي از دانشجويان مفيد باشد. تاليف كتاب‌هايي از اين دست، در خارج از ايران هم فقط به چند مورد محدود مي‌شود.


چرا در ايران روي اين زمينه كار نشده است؟


زيرا ما در ايران ديرينه‌شناس حرفه‌اي نداريم. غير از بنده، چند نفري نيز هستند كه هيچ‌وقت دست به تاليف و ترويج علم نزده‌اند.


اين روزها شاهد ترجمه تعداد زيادي كتاب از دايناسورها در كشورمان هستيم. به چه دليل مي‌گوييد تاليف چنين كتابي در خارج از كشور هم اندك بوده است؟


كتاب‌های غیرفنی خیلی زیاد است. نویسندگان این كتاب‌ها اصلاً متخصص نیستند، بلكه تنها مروج علم هستند، در نتیجه، كتاب‌هایشان تنها اطلاعات مقدماتی و پیش‌پاافتاده را دربرمی‌گیرد. امروزه نیاز بسیار كمتری به این گونه كتاب‌ها حس می‌شود. به لطف ارتباطات، هر كسی می‌تواند مجموعه‌ای از اطلاعات اولیه مورد نیازش را جمع‌آوری كند یا حتی دست به تألیف كتاب بزند. اما دو چیز در چنین كتاب‌هایی همیشه گم می‌شود: اول اطلاعات روزآمد و دست‌اول و مستند. موضوعات بسیار جالبی كه تنها متخصصان می‌توانند از صحت آنها مطمئن شوند، در این كتاب‌ها دیده نمی‌شود. مورد دیگر، بینش، آگاهی و خردی است كه ممكن است یك متخصص در پس اطلاعات خرده‌ریز كتابش به كار ببرد تا علاوه بر یك مشت داده، یك جهان‌بینی به مخاطب كتابش بدهد. چیزی كه یك اثر را منحصر به‌فرد می‌كند، همین خرد است و این خرد در دست كسانی است كه سال‌ها با موضوعات فنی از جنبه‌های مختلف سر و كله زده​ و اندیشیده‌ باشند.


چه عاملي موجب مي‌شود تاليف چنين كتاب‌هايي در كشور ما محدود باشد و در ديگر كشورها زياد؟


در ديگر كشورها براي استادان اين رشته‌ها هزينه زيادي مي‌كنند. همين استادان، اخبار علمي‌ را براي دوستان غيرعلمي‌شان در صفحات اينترنتي‌شان درج مي‌كنند و اين را يكي از وظايف مهم خود تلقي مي‌كنند. جالب است بدانيد بعضي از اين استادان و متخصصان حتي چند ماه در دبيرستان‌ها تدريس مي‌كنند و اين كار را كسرشأن خود نمي‌دانند؛ حتي به آن افتخار مي‌كنند. من كسانی را می‌شناسم كه خود و زندگی‌شان را وقف «دانش» كرده‌اند. هم از این لحاظ كه این دانش را به پیش ببرند و هم از این جهت كه این دانش را گسترش بدهند. در كشور ما این دو جنبه یكی از یكی فراموش‌شده‌تر است.


در محیطی مانند دانشگاه‌های ما، شرط بقا، تمركز بر حفظ موقعیت برای ادامه تحقیقات است و این آموزه براحتی به دانشجوها هم منتقل می‌شود. در خارج از ایران هم البته رقابت (هم از نوع سالم و هم از نوع ناسالم) بسیار زیاد است. من دوستان دیرینه‌شناس زیادی دارم كه وقتی با آنها صمیمی شدم، فهمیدم چقدر دوز و كلك برای هم سوار می‌كنند و چشم دیدن بعضی همكارانشان را ندارند. اما همین افراد، وقتی پای تخصص به میان می‌آید، همگی موقعیت‌های ویژه و مناسبی دارند و از طرف دولت یا نهادهای خصوصی آنقدر حمایت می‌شوند كه دست‌كم دغدغه هزینه‌های پیش‌پاافتاده تحقیقاتشان را ندارند.


كسی به آنها نمی‌گوید رشته شما برای كشور ضروری نیست و پول را باید بدهیم به همكار شما كه كارهای استراتژیك می‌كند. وقتی هم پای اخلاق تحقیق در میان باشد، همه بسیار سختگیرانه از این اخلاق پیروی می‌كنند و به متقلب و خطاكار هیچ رحمی نمی‌كنند. معیار مهم اعتبار در كشور ما تعداد مقالات فنی منتشر شده است و فرقی هم میان یك مقاله پرارجاع و تأثیرگذار و یك مقاله فراموش‌شده یا حتی مردود وجود ندارد.


جايگاه كتاب خودتان را در خارج از كشور چطور ارزيابي مي‌كنيد؟


كتابي كه من كار كرده‌ام،‌ از لحاظ جامعيت، دقت علمي و به روز بودن با ديگر كتاب‌هاي دوستان دیرینه‌شناس در خارج از كشور قابل رقابت است. من مروج علم هستم، تكامل تدریس می‌كنم و درباره آن كتاب می‌نویسم و فكر می‌كنم هم تدریس و هم نوشتن را با سلیقه و شگردهای هنرمندانه انجام می‌دهم، اما به عنوان یك متخصص در رشته خودم، تحقيقات خودم را براي اكتشاف فسيل‌ها و… همچنان پيگيري مي‌كنم و نیز همیشه به عنوان یك دانشجوی مادام‌العمر مشغول آموختن هستم بنابراین وقتی دست به كار نوشتن كتاب شدم، خودم را در قامت همان دوستان متخصص و حرفه‌ای دیدم كه بجز تحقیقات حرفه‌ای، نگاهی جدی به ترویج علم هم دارند و با خودم گفتم استاندارد من، آنها هستند و در سراسر مراحل كار، هیچ‌گونه كوتاهی از خودم یا همكاران تصویرگر را نپذیرفتم. بویژه كارهای تصویرگر ارشد كتاب، آقای محمد حقانی واقعاً بی‌نظیر است و این كتاب را هم بی‌نظیر كرده و من هم در این میان، افتخار بزرگی به دست‌آورده‌ام كه همكار ایشان بوده‌ام.


تاكنون كتابتان را در مسابقات يا جشنواره‌هاي بين‌المللي يا مجامع آكادميك و… عرضه كرده‌ايد؟




خسروي: كتاب‌های غیرفنی خیلی زیاد است. نویسندگان این كتاب‌ها اصلاً متخصص نیستند، بلكه تنها مروج علم هستند، در نتیجه​ كتاب‌هایشان تنها اطلاعات مقدماتی و پیش‌پاافتاده را دربرمی‌گیرد. امروزه نیاز بسیار كمتری به این گونه كتاب‌ها حس می‌شود


من بخش‌هایی از كتاب را برای چند نفر از همین دوستان فرستادم و آن قسمت‌ها را برایشان ترجمه و خلاصه كردم و گفتم این بخش از كتاب مرا كه به تحقیقات شما مربوط می‌شود، ببینید.


دوست عزیزم جناب آقای دكتر مجید میرزایی عطاآبادی هم كه همیشه نقش استاد و برادر بزرگ‌تر من در تحقیقات دیرینه‌شناسی را به عهده داشته‌اند و یك دیرینه‌شناس شناخته‌شده در مجامع بین‌المللی هستند، نقد بسیار موشكافانه‌ای برای كتاب من نوشتند.


اما هرگز به این كه كتاب را برای داوری به جشنواره‌های خارجی بفرستم، فكر نكرده‌ام. مشكل آنها این است كه كتاب من به فارسی و برای مخاطبان ایرانی نوشته‌شده.


اگر بخواهند درباره كتاب داوری كنند، اول باید بروند فارسی یاد بگیرند. اگر قرار باشد روزی كتابی به زبان انگلیسی بنویسم، مطمئمناً با این كتاب تفاوت خواهد داشت، چون مخاطب معمولی انگلیسی زبان با مخاطب معمولی فارسی زبان، تفاوت‌های زیادی دارد. من همیشه سر كلاس‌هایم می‌گویم زبان مادری آنقدر در شكل دادن به طرز فكر نقش دارد كه اغلب مردم تصورش را هم نمی‌كنند.


در همین كتاب، جاهای زیادی هست كه ناچار شده‌ام مفاهیمی بسیار ساده‌فهم را در زبان انگلیسی كه زبان علم امروز است، به لطایف‌الحیل فارسی كنم تا مخاطب سردرگم نشود و برداشت اشتباه نكند. می‌توان تفاوت كتاب من با كتاب‌های فنی و غیرفنی ترجمه‌شده دیگر در همین زمینه و رشته را از كسانی پرسید كه آنها را خوانده‌اند.


خوشبختانه چه دوستان متخصص و چه دوستان دانشجو این لطف را داشته‌اند و بارها مثال‌هایی آورده‌اند كه چطور در این كتاب یك موضوع پیش‌ازاین دشوار و پیچیده، به مخاطب فهمانده‌ شده ‌است.


راستش این داوری‌ها برای من خیلی ارزشمندتر از داوری غربی‌هاست. به‌هرحال غربی‌هایی كه كتاب را دیده‌اند، تنها درباره چینش مطالب و تصویرگری‌های كتاب اظهارنظر كرده‌اند و خوشبختانه نظرات آنها هم دلگرم‌كننده و مثبت بوده‌ است.


امروز كتاب‌هاي زيادي در زمينه دايناسورها ترجمه مي‌شود، ولي بعضي از آنها بي‌سر و ته هستند. يا درنهايت نفعي به خواننده نمي‌رسانند.


اين كتاب‌هاي ترجمه شده به‌گزين نشده‌اند. بعضي كتاب‌هاي خارجي نيز غيرمتخصصانه به اين مقوله مي‌پردازند، زيرا كار بعضي از آنها به ترويج علم محدود شده است و نه تخصصي نوشتن مطالب. به همين دليل است كه سطح پاييني دارد. حتي تصاوير بعضي از اين كتاب‌ها كپي‌برداري از كتاب‌هاي مشابه است.


در كمال تعجب ما شاهديم كه برخي ناشران ايراني هم فقط به ترجمه چنين كتاب‌هايي دست مي‌زنند و جسارت در ترجمه كارهاي سطح بالاتر را ندارند، از طرف ديگر، تخصص كافي براي تشخيص ميزان تخصصي بودن كتاب‌ها را ندارند.


چه دسته‌بندي و معياري در اين زمينه وجود دارد؟


بعضي كتاب‌ها دانشگاهي‌اند. برخي هم عاميانه دانشگاهي​ است ، به گونه‌اي كه هم يك نوجوان مي‌تواند آن را بخواند و بفهمد و هم فردي كه تحصيلات دانشگاهي دارد. دسته سوم از دروس دوره كالج به حساب مي‌آيد كه دقيقا شبيه ديگر كتاب‌هاي آموزشي دوره كالج است. جاي كتاب‌هاي دسته اخير در كشور ما خالي است، البته چون ما المپيادهاي علمي‌ را در ايران بسيار جدي گرفته‌ايم، بعضي ناشران دست به چاپ كتاب‌هايي از همین رده اخیر زده‌اند كه براي علاقه‌مندان به المپياد علمي‌ قابل استفاده است، ولي چون اين كتاب‌ها ليبل المپيادي دار​د و نسبت به دروس دانشگاهي، در سطح پايين‌تري براي دانش آموزان تاليف مي‌شو​د، كمتر كسي به سراغشان مي‌رود. ما از طريق جدي گرفتن تحقيقات علمي‌ حاشيه‌اي مي‌توانيم سطح چنين كتاب‌هايي را ارتقا دهيم.


بارها شنيده‌ام كه بعضي از خريد كتاب‌هايي درباره دايناسورها براي فرزندانشان جلوگيري مي‌كنند، زيرا معتقدند نسل آنها منقرض شده و خواندن در اين زمينه فايده‌اي ندارد. اين فكر درست است؟


اين فكر كاملا اشتباه است. دايناسورها نه‌تنها منقرض نشده‌اند، جالب است كه بدانيد​ تعداد گونه‌هاي دايناسورها كه در زمان ما روي زمين نفس مي‌كشند، دو برابر تعداد پستانداران است. این دایناسورها، همان پرندگان هستند. همه پرنده‌ها از نسل دايناسورها هستند. این موضوع كه عرض می‌كنم یك استعاره یا كنایه نیست.


سال‌هاست كه در تمام كتاب‌های علمی و دانشگاهی، فصل مربوط به پرندگان در دل فصل‌های مربوط به دایناسورها جایگزین شده ‌است. پرندگان دایناسور هستند، همان‌طور كه خفاش و دلفین پستاندار هستند. دايناسور‌شناسان نيز به صورت جدي در حال مطالعه اين دسته از جانوران هستند.


ديرينه‌شناسي، بررسي شواهدي است كه در گذشته زمين رخ داده و زمين، آزمايشگاه اين حوادث بوده است. از طرف ديگر، حيات روندي چهار ميليارد ساله دارد. زيست‌شناسي بدون بررسي چهار ميليارد سال گذشته مانند اين است كه شما در زمينه شيمي‌ فقط سراغ شیمی معدنی بروید و بگویید این همه علم شیمی است.


اين فايده بيشتر تخصصي است. به نظرتان لازم است نوجواني كه قصد دارد فرضا در آينده در رشته‌هاي انساني يا رياضي شركت كند، به خواندن كتاب‌هاي دايناسورها روي آورد؟


همان موضوع خرد و بینشی كه پشت هر كتاب می‌تواند وجود داشته‌باشد، دلیل خوبی است كه ما بجز موضوعات رشته خودمان، نگاهی هم به آثار علمی در رشته‌های دیگر داشته ‌باشیم. مخاطب خودش می‌فهمد عیار كتابی كه در دست گرفته، چقدر است. موضوع چندان مهم نیست. آن عیاری كه از خرد پشت هر نوشته‌اي وجود دارد، بعد از سه – دو صفحه (اگر واقعا در كار باشد) خودش را نمایان می‌كند و به مخاطب می‌گوید تو بیا و مرا دریاب. جزئیات را فراموش كن و الگوها را پیدا كن.


عامل ديگري كه مانع خريد چنين كتاب‌هايي از سوي مخاطبان عام مي‌شود،‌ اين است كه كتاب حجيمي‌ را مطالعه مي‌كنند، ولي در نهايت با چنين جملاتي مواجه مي‌شوند: اين اطلاعات فقط يك‌سري نظريه است و هيچ نظر قطعي وجود ندارد.


ما در علم يا فرضيه داریم يا نظريه. هيچ قانون و گزاره صددرصدي در علم نداريم. ما با گزاره‌هايي مواجهيم كه قانون كلي نيستند. نظريه هم يك مدل است. در نظريه مشاهداتي داريم. چيزي كه بدنه علم را مي‌سازد و مشاهدات پيشين را بررسي مي‌كند، همين نظريات است كه ارزش گفتن نيز دارند. ولي فرضيه حرفي است كه پايه و اساس ندارد. هدف من هم از نوشتن كتابم اين نبوده كه فقط اطلاعات عرضه شود. هدفم اين بود كه به چرايي آنها نيز رسيدگي شود.


شما چه نوآوري‌هايي در تاليف اين كتاب داشته‌ايد؟


من در اين 50 فصل، يكي از الگوهاي كتاب‌هاي آموزشي مدارس را به كار گرفته‌ام. به اين صورت كه كادرهاي «بيشتر بدانيد» را در صفحات قرار داده‌ام. اين كادرها اطلاعاتي جانبی را در بر مي‌گيرد مانند: چرا فلان دايناسور بيمار شده، هوش دایناسورها چقدر بوده، دایناسورها چطور پردرآوردند، چرا اندازه بدن دایناسورها بزرگ بوده و از این قبیل​. در اصل دانش آموز متوجه مي‌شود كه چرا بيماري ايجاد شده، بيماري از كجا آمده و… با اين شيوه دانش‌آموز خودش روش علمي ‌را ياد مي‌گيرد.


به همین ترتیب، سعی‌ كرده‌ام علاوه بر جزئیات (كه فراموش‌شدنی است) خطوطی كلی را در كتاب دنبال كنم. البته اینها نوآوری‌ یا ابداع من نیست. من از روی كار كسانی كه كتاب‌های علمی‌شان (چه در دیرینه‌شناسی و چه در بقیه علوم) دوست‌داشتنی و عامه‌فهم و روشنگر بوده‌اند، الگو برداشته‌ام.


حورا نژادصداقت – جام جم